مجلس هشتم...
به نام خداوندِ بخشنده ی مهربان

"مردي كه راه رفتنش قشنگ بود ...1"

"مردي كه راه رفتنش قشنگ بود ...1"
صداي شمشيرش مي آمد، صداي تاخت اسب و زمزمه شعري كه مي خواند.
"اين مبارزه، جوهره مردان را آشكار ميكند. اين مبارزه، ادعا را از حقيقت جدا مي كند".
نفس ها حبس بود. جوان های خويشاوند، سر لاي زانو ها پنهان كرده بودند تا فريادي را كه در راه بود نشنوند.
جوان ها، نيمه شب، دور از چشم بزرگتر ها رفته بودند بيابان، با هم پيمان بسته بودند، پيش از علي اكبر (ع) بروند....
مي دانستند كه هر زخم تن علي، پدرش را تكه تكه مي كند ...
اما مگر پدر و پسر گذاشته بودند.
علي گفته بود: "من باشم و شما برويد؟"
پدر گفته بود: "اول علي! فقط قبل رفتن چند قدم پيش رويم راه برود".
1.سبط اكبر، حضرت علي اكبر (ع)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:0 توسط حسین پرنیان
|
این وبلاگ تنها مرجع رسمی اطلاع رسانی مجمع دانشجویان خمینی شهری دانشگاه صنعتی اصفهان است که فعالیت خود را از شهریور سال 86 به منظور دستیابی به اهدافی همچون اطلاع رسانی فعالیت های شورای مرکزی مجمع؛بررسی مشکلات صنفی دانشجویان خمینی شهری؛ آشنایی و نزدیکی بیشتر دانشجویان خمینی شهری با یکدیگر و همچنین مکانی برای انتشار دست نوشته های دانشجویان که در کمتر جایی امکان انتشار آن را دارند، می باشد که در این راستا دانشجویان خمینی شهری هم محلی را در فضای مجازی داشته باشند که احساس کنند متعلق به خود آنهاست.